انجمن سبز چیا

انجمن سبز چیا

پاراستنی ژینگە، پاراستنی ژیانە

  • your-alt
  • your-alt
  • your-alt

ضرورت آموزش زیست محیطی در مدارس

اندازه فونت :
۱۳۹۶/۱۱/۰۴

سمیه رحیمی

 

محيط زيست به عنوان محيطي كه در آن زندگي مي كنيم شامل گستره زيادي از مسائل زيستي تا فرهنگي مي باشد كه هر كدام به نوبه خود در شكل دادن به تفكر و زندگي ما سهيم هستند؛ به اين معني كه هر چيزي در محدوده زندگي ما جزو محيط زيست ماست و بايد با رفتار و تعامل معقول با آن در صدد ايجاد محيطي مناسب براي رشد خود و آيندگان باشيم. تعريف بالا از محيط زيست معناي عام محیط زیست را شامل مي شود، در حالي كه تعريف اخص آن عبارتست از منابع خدادادي شامل آب،  خاک، هوا و جانداران كه ما را احاطه كرده اند و تاثيرات بسياري بر زندگي ما به عنوان موجوداتي در اين چرخه زيست محيطي دارند. امروزه هر دو معنای عام و خاص محیط زیست مورد توجه بوده و سازمان ها و ادارات مربوط به محیط زیست گستره فراوانی از کار رادر زمینه های مختلف بر عهده دارند و در امور مختلف فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی نیز مداخله می کنند. اساس رشد و تكامل جوامع بشري منوط به تعاملي معقول با منابع خدادادي است كه تاثيري قاطع در رسيدن به توسعه پايدار ايفا مي كنند به گونه اي كه وجود مطلوب اين امر ما را در رسيدن به اين هدف ياري مي كند. محیط زیست سالم از جمله اهداف هزاره بوده و آینده حیات بشر بر این کره خاکی پیوندی ناگسستنی با نحوه تعامل ما با طبیعت دارد به نحوی که بشر برای ماندن محکوم به احترام با محیط زیست است. این تعامل اکتسابی بوده و در کشورهای توسعه یافته اهمیت بسیاری برای آموزش این مبانی قایل هستند و در سطوح متفاوت تحصیلی به آن می پردازند و رسانه ها و جراید عمومی به آموزش همگانی آن مبادرت می ورزند و نسبت به رخدادهای زیست محیطی به شدت حساس می باشند. متاسفانه فقدان واحدهايي در زمينه آموزش مسايل زيست محيطي به منظور افزايش سطح آگاهي هاي عمومي در نظام آموزشي كشور جهت متوقف ساختن روند پر شتاب نابودي طبيعت از سویی و عدم اهتمامی جدی و همه گیر در رسانه ها و جراید در این عرصه از دگر سو به شدت احساس می شود. امروزه در تمام کشورهای پیشرفته اعتقاد بر این است که اگر اخلاق زیست محیطی در ذهن و اعتقادات کودکان نهادیه شود بسیاری از مسایل و معضلات جامعه حل خواهد شد.  مهم ترین هدف در ارتقای فرهنگ زیست محیطی افراد جامعه، ایجاد شناخت در مورد اهمیت تعامل انسان با محیط زیست و تاثیر عملکرد وی به صورت منفی یا مثبت بر محیط است. تاثیراتی که بازخورد های مثبت و منفی آن از سوی طبیعت نیز به بهترین شکل ممکن، خود را دیر یا زود نمایان خواهد ساخت. رکن اصلی در آموزش افراد، ایجاد توانمندی در آنان برای تصمیم گیری صحیح، تغییر رفتار و عملکرد و استفاده بهینه از منابع می باشد. هرچه آگاهی جامعه در مورد محیط زیست بیشتر باشد، اجرای عملکرد مناسب و رضایت مندی آنان نیز افزایش می یابد و هرچه اجرای قوانین زیست محیطی و احساس مسئولیت از سوی ایشان بیشتر اجرا شود، رابطه مثبتی با توانمندی روانی، خشنودی و ایجاد انگیزه درونی در افراد به وجود می آید. وجود و تثبیت این روابط است که دورنمای مسیر یک جامعه را بیشتر و بیشتر به جامعه ای سالم نزدیکتر می سازد(شمسی راحمی – منصور طاهری 1383).  ساختار توانمندسازی زیست محیطی شامل دادن اطلاعات، ایجاد منابع لازم برای تصحیح عملکرد افراد و حمایت ارگان ها از مردم برای اجرای مقررات است. میزان سلامت، بهره وری و کیفیت زندگی افراد، ارتباط نزدیکی با شرایط و سلامت محیط آنان دارد، لذا باید سرمایه گذاری لازم به منظور گسترش فرهنگ زیست محیطی شهروندان صورت گیرد. برای آموزش افراد جامعه در مورد پیشگیری از تخریب محیط زیست، لازم است ابتدا نیاز افراد در ارتباط با ارتقای فرهنگ زیست محیطی در سنین و گروه های مختلف جامعه تعیین و سپس برنامه ریزی منظم و بر مبنای اولویت نیازها در ایجاد شناخت، تغییر در نگرش و ایجاد عملکرد صحیح  در جامعه صورت گیرد(حسن اصيليان، 1394). در این مورد حمایت آموزش و پرورش در اجازه ورود مربیان تعلیم دیده  به مدارس و برنامه ریزی های مرتبط با جامعه هدف از سوی این مربیان، ساختاری را ایجاد می نماید تا گفتمان زیست محیطی را در جامعه مسلط نماید. تربیت نسلی آگاه و مسئول در برابر محیط زیست با تاکید بر اصول اساسی حفاظت از محیط زیست، مسئولیت پذیری همگانی، نگرش سیستمی و آینده نگر، نظم جمعی، اهمیت منافع عمومی و احترام به آن، صلح طلبی و ترویج باور به برابری از اساسیترین موضوعاتی است که در قالب کلام های درخور سنین جامعه هدف و از درون ارتباطات پیچیده در طبیعت قابل آموزش، یادگیری و یادداری است. بار این ترویج تا کنون و در سطوح مختلف بیشتر بر دوش سازمان های غیر نهاد بوده و آموزش و پرورش چند سالیست که در این مسیر گام نهاده است. اگر چه این راه به خودی خود تازه است و در ایران نیز به تازگی در دستور کار قرار گرفته است اما این تصمیم، امری بسیار مهم است که می طلبد با پیشنهادات به جا و تعین سرفصل های درخور و شا  یسته از سوی متخصصین امر، برای تمامی مقاطع اجباری شده و دانش آموخته گان محیط زیست امر آموزش را بر عهده گیرند. برای این کار نیز علاوه بر تجارب موفق جهانی، تجربیات ارزنده ای نیز در اختیار “ان جی او” هاست که می توان به عنوان نقشه راه از آن ها یاری جست. در پايان ذکر اين نکته  نیز ضروري است که نهادينه شدن فرهنگ در هر جامعه مستلزم گذشت زمان است. فرهنگ‌سازي با تکرار، تذکر و آگاهي به وجود مي‌آيد و افراد جامعه به مرور زمان به فرهنگ جديد تن خواهند داد. اگر امري عموميت و موضوعيت پيدا کند، ديگر اقليتي از آحاد جامعه، موفق به هنجارشکني نخواهند شد چرا که افراد مخالف با عرف اجتماعي و فرهنگي آنها، عکس العمل عموم افراد جامعه را در پي خواهد داشت لذا و هم‌اکنون بايد به فکر اقدامات جدي در خصوص فرهنگ‌سازي عميق و ريشه‌اي در زمينه محيط زيست باشيم که با فکر و ذهن مردم عجين گردد تا تک تک افراد جامعه خود حافظاني براي محيط زيست باشند. این کار در جوامعی مثل ما از سختی های دوچندانی برخوردار است و عزمی همگانی و جدی را برای اصلاح نسل ها می طلبد تا بتوان با حرکت در مسیر توسعه ناهمواری های پیش رو را به آسانی کنار زد به ویژه مسئولین آموزش و پرورش و مدیران مدارس باید درهای کلاس دانش آموزان را بر روی هر دانش زیست محیطی ای باز بگذارند تا چه از طریق معلمین و چه از طریق انجمن های زیست محیطی و غیره، شعور زیست محیطی جامعه را ارتقا بخشند.

 

این مطلب در شماره ۲۷ ماهنامه چیا چاپ گردیده است.

سوال خود را مطرح کنید :