جدیدترین :

رسانه سالاری و محیط زیست

آرمان غفوری

دانش، اطلاعات و آگاهی اساسی ترین سرمایه ی فرد و جامعه بشمار می آید. از مهمترین ابزارهای امروزی سطح دانایی و یادگیری، رسانه ها هستند. زندگی کردن در دنیای امروزی بدون رسانه قابل تصور نیست، نمی توان نقش رسانه های از جمله رادیو، تلوزیون و انترنت را نادیده گرفت، باید به دنبال هرچه فراگیر بودن بیشتر این ابزارها در درجه اول رساندن تمامی داده ها به مخاطبان و از خواب بیدار کردن آنها و در درجه ی دوم درمان تمامی این سلسله مراتب ها به شیوه ی فرهنگ سازی بود. اگر نگاهی ژرف نگرانه به جامعه بندازیم خواهیم فهمید که رسانه ها برای کودکان نقش نیمه ی دوم والدین و یک کلاس درس از مدارس را نمایان می کند که به کار بردن آن اکثر جامعه را برخوردار کرده است. در زمان های گذشته و نه جندان دور که رسانه های گروهی پا به عرصه ی وچود گذاشته بودند، افکار مردم حول یک میدان قرار می گرفت و به وحدت می گرایید، به وسیله دهان و گوش دامنه می گرفت و ماهها طول می کشید تا خبر واقعه ایی گسترش پیدا کند و در نتیجه ازصحت و سلامت خبر می کاست، که اکثرا این اخبار و واقعت ها به این دلیل مثل یک گلوله برف به جای اینکه بزرگ تر شود، آب می شد. اما امروزه خبری از مرز، میادین، محلات و روستاها نیست و افکار عمومی در اختیار رسانه ها قرار گرفته است و در آن رشد کرده است، حتی می توان گفت که باعث خاموشی افکار عمومی گردیده است. امروزه هم نقش رسانه های اینچنینی را بر زندگی مردم نمی توان انکار کرد. وقتی موضوعی از رسانه پر قدرتی چون تلوزیون پخش می شود، آن مسئله پدیده ی اجتماعی تلقی می شود و رسانه در قالب قبول یا رد آن پیام مطرح است و مخاطب هم نمی تواند منفعل و بی تفاوت باشد بلکه در برابر جزئیات و چالش این پیام ها قرار خواهد گرفت.
حتما در زیرنویس و تبلیغات تلوزیون خود، یا زمین های ورزشی مثل فوتبال دیده اید که با جمله های متفاوت در فونت های درشت از جمله شرکت هایی مثل همراه اول، شامپو صحت و … خود را برای هرچه فروش بیشتر محصولات خود برجسته کرده اند و افکار بینندگان را به خود جذب کرده اند. در اینجا دموکراسی جای خود را به رسانه سالاری داده است و در انحصار دنیای صاحبان قدرت و سرمایه قرار گرفته و این انحصار باعث گردیده است که قدرت برتر در دست بنگاهای خبری و یا کارگزاران منتخب آنان قرار بگیرد. یا وقتی که برنامه ی تلوزیونی را تماشا می کنیم اکثرا تحولاتی در دست حکومت و سیاست دولت در برنامه ها به تصویر و صدا می کشند که کاملا برعکس، دموکراسی را به حاشیه کشانده و ضمن باز ماندن آنها از فکر واندیشه خود، به گوش فرا دادن درباره چیستی موضوعات خاص خبری و چگونگی انجام آن وادار می نماید. و همین باعث شده که شهروندان نتوانند فرصت و ایده های خود را بیان کنند و فرصت را از نظام مردم سالار به حداقل رسانیده است.
از آنجا که دسترسی به توده ی مردم از طریق ارتباطات وسائل جمعی مثل رادیو، تلوزیون مطبوعات و غیره امکان پذیر است نقش مهمتر و محوری را ایفا می کند. که در نظام مردم سالاری وظیفه ایی مهمتر برای تبدیل به تبلیغات دولت بهتر عمل می کند. پس بنابراین آگاهی بخشی یکی از مهمترین وظایف رسانه هاست به نحوی که افراد جامعه را در قبال بسیاری از پدیده ها مطلع کرده و یا راه مقابله با مشکلات را آموزش می دهد. به دلیل این که اکوسیستم زیست محیطی ما در گرو اولین بحرانها از جمله کم آبی، سوختن جنگلها، تغیرات آب و هوا، گسترش کویرها، تخریب لایه ازن، از بین رفتن حیات وحش، ریزگردها تولید بیش از حد زباله و… قرار دارد و مردم هم همچنان از سر نا آگاهی به مصرف گرایی و رعایت نکردن چگونه همزیستی با طبیعت را در اولویت های آخر و یا حتی نبود آن قرار داشته اند را می توان با بیان مشکلات و راهکارهایی در این باب جامعه را از مشکلات بسیاری نجات داد. به همین شیوه اگر این مشکلات و دیگر معضلات را آموزش داد و حل کرد، قطعا در بلند مدت هزینه ی کمتری بر جامعه متحمل می شود و هم فرهنگ مردم خیلی بهتر از راههای دیگر ارتقاء می یابد.
با توجه به مشکلات و بحرانهای پیش رو محیط زیستی، و تبدیل شدن آن به یک مشکل بزرگ جهانی، رسانه هایی همچون تلوزیون و روزنامه نگاری برای آگاهی بخشی و یادگیری مسئله محیط زیست در گرو توسعه ی پایدار زیر سایه توسعه فرهنگ افکار عمومی در زمان حال و آینده باید جدی گرفته بشود. رسانه ها با برجسته کردن این مشکلات جدا از آگاهی بخشی به مردم می توانند اهرمی برای فشار بر دولتمردان باشند تا به جبران کمبود های دولت در جامعه اقدام کنند. براستی مشکلات محیط زیستی به فاجعه تبدیل شده است و کار به جایی خواهد کشید و کشانده است که زندگی روزمره ی مردم را مختل کرده است، و به همین دلیل رسانه ها را وادار کرد تا فعالین این عرصه دست به قلم شوند و بتوانند قبل از بروز مشکلات بتوانند با نقشه راهی فرصت ها و چالش های آن را بیایند تا که تخریبات محیط زیستی مردم و دولت هرچه زودتر به کار خود پایان بدهند. البته اینجا هم باید اشاره کرد که رسانه های مکتبوبی اکثرا می نویسند و از سواد زیست محیطی بدور هستند اما در مقابل فعالان زیست محیطی تسلط و آگاهی دارند اما توانایی قلمی برا نوشتن را ندارند. بد بختانه رسانه های ایران کمترین توجه خود را به پروسه ی محیط زیست داده است و بیشترین برد و کارکردهای روزنامه های ایران چه سراسری و محلی، در خصوص اطلاع رسانی بوده و کمترین حد خود را به مسائل آموزشی داده است و همین امر موجب کاستن سطح سواد زیست محیطی گردیده است و روز به روز بر بنیه ی مشکلات محیط زیستی افزوده می شود. البته نباید فراموش کرد که رسانه ها ی امروزی با توجه به اینکه فقط به جزئی از واقعیت بحرانهای زیست محیطی آنهم به روش نادرست می پردازند، یعنی از روی ندانم کاری و انکار صورت مسئله، واقعیت را فراموش می کنیم و گناه را آویزان گردن خود می کنیم و همچین رویکردی جایی بس تاسف است.

منبع: هفتە نامە ئآوات

جوابی بنویسید

ایمیل ها معلوم نمیشود

کلیه حقوق مادی و معنوی برای انجمن سبز چیا محفوظ می باشد