جدیدترین :

اسب های سرزمین من

به ضرس قاطع می توان گفت اسب ها تاثیر گذارترین حیوان در حیات بشری بوده و نقش انکارناپذیری در متمدن شدن انسان و گذار بشریت از ادوار مختلف تاریخ را داشته است . اسب از لحاظ فیزیولوژی، جانوری پستاندار و فَرد سُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد و دارای نژادهایی مختلف بوده که بسته به آناتومی بدن و نژادآن برای سرعت، کار و جابجایی بار و یا ترکیبی از هر دو استفاده می شود. اسب حیوانی است که انسان با شنیدن نام آن، زیبایی ، قدرت ، وقار ونقش آن در تاریخ و افسانه ها در ذهنش تداعی می گردد.

اسب ها در طول تاریخ نقش آفرینی های گوناگونی داشته و در عالم واقع بعنوان موجودی قدرتمند ، زیرک، باهوش و توانا تعیین کننده نتیجه بسیاری از جنگها بوده و در نوشته های تاریخی اولین اشاره به تعداد سوارکاران یا سواره نظام دارد و سرنوشت بسیاری از جنگها به بودن یا نبودن اسبها و تعداد آنها وابسته بوده است . در همه جوامع و قومیتها اسب بعنوان وسیله طی مسیر ،کار و جابجایی ملزومات زندگی و جنگی، حضوری پر رنگ داشته و در همه شرایط آب و هوایی و توپوگرافی در کنار انسان و مددکار و همراه بوده است. درعالم افسانه ها و داستان و در میان ادیان و مذاهب مختلف جهان هم اسب جایگاهی ویژه داشته تا آنجایی که در جریان حاثه عظیم معراج پیامبر بزرگ اسلام(ص) و در طی آسمانها پیامبر با اسبی به نام “براق” طی مسیر نموده اند و بسیار اسبهای دیگری که جایگاهی متعالی و بسیار مهم در طول تاریخ داشته اند از جمله دلدل: اسب حضرت علی (ع) ، طاویه: اسب حضرت امام حسن (ع)، ذوالجناح: اسب امام حسین (ع) و عقاب: اسب حضرت ابوالفضل العباس (ع)، و اسبهایی که شاید به اندازه مالکانشان مهم بوده و دارای جایگاه باشند و در کتابها همواره در کنار صاحبانشان نامبرده می شوند از جمله مارانکو: اسب ناپلئون، شبدیز: اسب خسرو پرویز، رخش: اسب رستم، پرستو: اسب نادر شاه، بوسفال: اسب اسکندر و شبنم: اسب فتحعلی شاه قاجار .

در افسانه های ملل مختلف هم همواره ردپای اسب ها وجود داشته از شاهنامه فارسی گرفته تا اسب مشهور به پاگاسوس قهرمان اساطیری یونان باستان، کالیما که در افسانه های قرن سوم پیش از میلاد تاخته است و «اوچای شراواس» نام اسب سفید رنگ و هفت سری که به «اینرا» – الهه هندوها – سواری می دهد یا اسلپنیر، اسبی با هشت پا که طبق افسانه ها همیشه برای خدمتگذاری به «اودین» – پادشاه افسانه ای مناطق قطبی حاضر است.

اکنون در قرن حاضر و با پیشرفتهای شگرفی که در زندگی بشری حاصل شده است و با ابداع و ساخت انواع تجهیزات و ادوات رفاهی و حرکتی و … که حیات انسانی را دگرگون نموده است و هر روز و هر ساعت تکنولوژی جدیدی در جهت تسهیل امور و رفاه انسان ساخته می شود هنوز هم اسب جایگاه ویژه ای در میان انسانها و جوامع مختلف داشته و در بسیاری از مناطق و توپوگرافی های ویژه از آنها استفاده می شود و در میان کشورها و ملل مختلف بعنوان یک ورزش مفرح و پر هیجان در رشته های مختلف ورزشی حضوری پر رنگ و تحسین بر انگیز دارد .

یکی از نژادهای اصیل اسب، نژاد اسب کرد است که اصیل‌ترین نژاد اسب ایرانی بوده و دارای تیره های جاف( سیاه و سفید)، افشار( کهر و قره کهر) و سنجابی( کهر روشن، و خرمایی) است . چهار نژاد اسب در سطح کشور به عنوان اسب ایرانی شناخته می شود که اصلی ترین و بهترین آن اسب کردی است. اسب کرد از قدیم الایام نماد فرهنگی تاریخی مردم کرد بوده و داشتن آن همواره برای خانواده ها مایه فخر و مباهات بوده است…

و اما داستان اسب های سرزمین من داستانی متفاوت از آنچه شنیده اید دارد. اسبهایی که نه در افسانه ها می تازند و نه برای معراج انتخاب می شوند و نه در کنار اسم نامداران خودنمایی می کنند.

اسب های سرزمین من معصوم و زخم خورده ی روزگارند و به اندازه بودنشان خسته و زجر دیده. اسب های سرزمینم به مظلومیت مردمانش می ماند، به مظلومیت آن پسر هزار اسمی که در کوه شنگال خورشید بودنش را گرفت و ئالانی که معصومیتش را حتی کوسه ها هم فهمیدند و ستاره های دریایی جسدش را به ساحل سپردند.

اسبهای سرزمین من اسبهایی که هر یک، همه ی دارایی یک خانواده ی کورد است و هر روز صبح برای آوردن روزی خانواده راه کوه های خشن و گاه پر برف را در بر میگیرند و تضمینی نیست که غروب برگردند، نه خود و نه مالکشان. اکنون که نه در قرون وسطی و جنگهای صلیبی و جهانی بوده و نه بادیه نشینان قصد جهانگشایی دارند، اکنون که اسبها در نقاط دیگر دنیا پزشک تغذیه و ماساژور دارند و بدنهایشان هر روز شسته می شود شاید هیچ کس باور نکند در جایی دیگر از کره زمین در کردستان هنوز هم اسب ها کشته می شوند و در خون می غلطند و آرام و دردناک جان می سپارند.

شاید کسی باور نکند ولی اینگونه است. اگر به مناطق مرزی غرب کشور گذر کرده باشید با لاشه های بو گرفته و بر هم تلنبار شده اسب ها و قاطرهایی مواجه می شوید که مظلومانه در آغوش هم آرمیده اند و چشم هایشان به دور دستها خیره مانده است. بدنهایی زخمی که معلوم نیست با چه زجری جان داده اند و پاهایی که در آرزوی تاختن در دشت و چمن بر خاک خفته اند.

این منظره بیشتر روزهای این مناطق است اسب های افسانه ای که اکنون بی نفس گشته بی آنکه بدانند چرا و به چه گناهی آماج گلوله های تنفر شده اند، اسب هایی که بر بدنهایشان جای گلوله است و زخم بی رحمی و خسته از حمل بار و راه طاقت فرسا اکنون با زخم گلوله برای همیشه آرمیده اند. سرزمین من بلوط هایش ، سنجابها و پرنده ها و همه زیباییش در آتش می سوزد و اسب هایش هم در میان صخر ها و کوهها با گلوله جان می سپارند. سرزمین من …

اسب های سرزمین من مست نمی شوند که شیهه بکشند ، جانانه در جنگل بتازند و یا با یال و دم شانه شده برای مالکشان برقصند. آنها مست می شوند که آرام و سرمست بمیرند آنها مست می شوند که درد کمتری حس کنند و سنگینی بار کمی سبک تر گردد آنها مست می شوند که در رؤیا بتازند و برقصند. مست می شوند که …

معروف قادری
منبع: زیست بوم

جوابی بنویسید

ایمیل ها معلوم نمیشود

کلیه حقوق مادی و معنوی برای انجمن سبز چیا محفوظ می باشد