جدیدترین :

محیط زیست و سیاست

صلاح ناصری

همیشه در جامعه بحث هایی بر سر موضوع صیانت از محیط زیست بوده و اینکه چه کسی بانی حفاظت از محیط زیست و چه کسی بانی تخریب آن است. به طور کلی می توان گفت مخرب و بانی حفاظت از محیط زیست هر دو از یک جامعه هستند، جامعه ای گسترده که به آن جامعه سیاسی گفته می شود .

برای بیشتر شکافتن موضوع باید ابتدا دو مقوله محیط زیست و جامعه سیاسی رو تعریف کنیم:

بنا بر تعریف دانشنامه رشد و دانشنامه جامع زیستی فرانسوی محیط زیست به همه محیط‌هایی که در آن‌ها زندگی جریان دارد گفته می‌شود، مجموعه‌ای از عوامل فیزیکی خارجی و موجودات زنده که با هم در کنش هستند محیط زیست را تشکیل می‌دهند و بر رشد و نمو و رفتار موجودات تأثیر می‌گذارند. بنا براین تعاریف محیط زیست بزرگترین دایره زندگی موجود است که همه را در بر میگیرد چه فرد مخرب آن و چه انسان حافظ آن.

سیاست چه به معنای حل تضادهای انسان ها، چه به معنای قدرت (ماکیاولی) و چه به معنای توضیع آمرانه ارزش ها (دیوید ایستون)و یا به معنای آزادی (هانا آرنت)، تاثیر مستقیمی بر زندگی ما دارد. می شود گفت وضع کنونی زندگی ما ناشی از مجموعه اخذ سیاست های گذشته تا حال از طرف سیاستمداران بوده است نه صرف تصمیمات شخصی خود. اکنون جامعه سیاسی جدای از بررسی روابط انسانها به بررسی و تبیین روابط انسان با دولت یا عامل سیاستگذار، بررسی رابطه بین نهاد اجتماعی و سیاسی و رابطه رفتار اجتماعی و سیاسی می پردازد. پس با این تعریف از سیاست و جامعه سیاسی همگی انسانها عضو بزرگترین جامعه انسانی یعنی جامعه سیاسی هستند.

اکنون به رابطه محیط زیست و سیاست میپردازیم . بررسی این رابطه را نه از دید ایدئولوژی های سیاسی بلکه از رابطه بانی صیانت و مخرب محیط زیست میپردازیم. می شود گفت اگر از ناحیه ای به این اکوسیستم لطمه ای وارد می شود ناشی از سیاست های بالا دست بوده و هدف اصلی آن سود چه از نظر مادی و چه از نظر سیاسی است و تاثیر تخریب بر همه بوده و بنابر موقعیت هر کسی این تاثیر پذیری شدت متفاوتی دارد. در نتیجه وظیفه صیانت نه به طیف خاصی بلکه وظیفه همگانی است که جدای از حفظ و ترمیم محیط زیست، موجب فشاری بر عامل سیاست گذار شوند که این تکرار تخریب متوقف شود و رویکردی در حفظ محیط زیست در سیاست های کلان در پیش گرفته شود. این نوع فشار بر سیاست گذار تنها وظیفه فعالین سیاسی نیست بلکه فعالین جامعه کودک تا محیط زیستی و مدنی و زن و کاگر بنابر تاثیرپزیری محیط بر خود این وظیفه را دارند.

متاسفانه در سال های گذشته شاهد رویکری صرف در یک حوضه بوده ایم که فعال مدنی یا محیط زیستی برای جلوگیری از بروز تنش و مشکل از حوضه سیاست دوری کرده و به صرف حفظ و ترمیم محیط زیست مشغول بوده است، می شود گفت در جایی فقط مشغول خاموش کردن آتش یا سایر فعالیت های زیستی بوده و از اینکه به دنبال عامل برافروختن آتش یا سایر تخریبات برود، عاجز مانده است.

پروفسور کرد “عباس ولی” اندیشمند بزرگ در دنیای جامعه شناسی دنیا می گوید کج فهمی از فعالیت های مدنی در جامعه ایرانی به نحوی بوده که به جای پیشبرد یک جامعه به سوی آگاهی و پیشرفت به عاملی برای انحراف انرژی انسانی مبدل شده است. متاسفانه اینگونه مبدل شدن جامعه فعالین به جامعه ای غیر قابل کنش در مقابل سیاست گذاری ها، عرصه را برای کسانی که قصد سواستفاده از این انرژی را دارند مهیا کرده است و میبینیم شخصی بدون هیچگونه سابقه درخشان در عرصه سیاسی به فعالین محیط زیستی ملحق می شود و بعد از کسب شهرت بر خلاف کنش قبلی برای نامزدی در یکی از پست های سیاسی اعم از شهری تا قانون گذاری کاندید می شود.

در کل فعالیت محیط زیستی برای عده ای فعالین زحمت کش تبدیل به عرصه خاموش کردن آتش (علل خصوص در کوردستان) و برای عده ای مبدل به سکوی پرتاب به سوی صندلی شهرت شده است. البته باید متذکر شد که عرصه فعالیت محیط زیستی تنها عرصه خاموش کردن آتش نیست، بلکه در حال حاضر به دلیل وضع موجود بیشترین فعالیت بر این محور می چرخد.

در پایان باید گفت که فعالیت محیط زیستی بدون دخالت و ایجاد فشار در عرصه سیاسی به ارابه ای بدون چرخ میماند و عرصه سیاست بدون در نظر گرفتن محیط زیست به بلدوزر تخریب زندگی و مرگ مبذل می شود.

جوابی بنویسید

ایمیل ها معلوم نمیشود

کلیه حقوق مادی و معنوی برای انجمن سبز چیا محفوظ می باشد